تبلیغات
کانون خیریه سلامت رفتار سپینود دانشگاه علوم پزشکی تبریز - جشن تولد من
 

یک دانه چوب کبریت

شمع تولدم بود

مهمان من در این جشن

تنها دل خودم بود

شاید به کارهایم یا شعر من بخندی

کیک تولدم بودیک تکه نان قندی

 یک مورچه مرا دید

یک ذره کیک هم خورد

یکریزه کند و ان را با خود به لانه اش برد

در راه هر که را دید دعوت به جشن ما کرد

برگشت و چند مهمان

همراه با خود اورد

با این که دوست هایش خیلی زیاد بودند

از کیک کوچک من خوردند و شاد بودند

 

شعر از ناصر کشاورز





نوشته شده در تاریخ شنبه هفدهم دیماه سال 1390 توسط محمد مظفری
|تمامی حقوق این وبلاگ برای كانون سپینود محفوظ است|